السيد حامد النقوي

19

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

قول فاضل رشيد كه جاحظ را از اعظم اعداى ولايت فرض كردن از اصطلاح بديع اماميه است و جواب ان ( اما آنچه گفته : از اعظم اعداى جناب ولايت مآب فرض كردن ، اصطلاح بديع اماميه است ، مثل آنكه أهل لغت ، صحراى مهلك را مفازه نامند ، و اهل عرف عام اعمى را بصير خوانند الخ . پس به حمد اللَّه از مباحث سابقه ، دانستى ، كه ناصبيت جاحظ بمثابهء ظاهر و واضح است ، كه استاد و مولى و آقاى فاضل رشيد ، أعنى جناب شاهصاحب ، به آن معترفند ، و نيز بتصنيف او كتابى را ، كه در آن مطاعن حضرت أمير المؤمنين عليه السلام درج كرده ، مصرح‌اند . پس هر گاه شاهصاحب اين اصطلاح بديع را مرتكب شوند ، نسبت آن باهل حق ، و فسوس و سخريه بر آن ، تيشه بر پاى خود زدن ، و جد و جهد در رد امام و استاد خود به كار بردن است ، وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ . و عجب آنست كه فاضل رشيد در اين مقام ، در صدد تقبيح و تشنيع اين اصطلاح بودند ، و باز آن را مماثل ساختند باطلاق أهل لغت و أهل عرف عام ، پس بنا بر اين يا اين تمثيل درست نباشد ، و يا أهل لغت و أهل عرف عام هم مورد طعن و تشنيع خواهند بود ، و استهزاء و سخريه بايشان هم متوجه خواهد شد . جاحظ باعتراف فاضل رشيد در « ايضاح » از سفهاء و حمقاء است ، و للّه الحمد كه بودن جاحظ از سفهاى ناس و حمقاى حق ناشناس ، از افاده خود فاضل رشيد هم ظاهر است ، زيرا كه جناب او در « ايضاح » فرموده :